گلیوماها از اوایل دهه 1900 جراحان مغز و اعصاب را به دلیل ویژگی های مولکولی پیچیده و متنوع خود به چالش کشیدند. آنها شایع ترین تومورهای اولیه مغزی هستند که از سلول های گلیال (آستروسیت ها، اولیگودندروسیت ها و سلول های اپاندیمی) در مغز و نخاع منشأ می گیرند. تومورها با توجه به سلول منشا، یعنی آستروسیتوما، الیگودندروگلیوما و اپندیموم توصیف می شوند. الیگودندروگلیوما نتایج بهتری نسبت به دو مورد دیگر دارد.
طبق آخرین طبقه بندی WHO، گلیوم ها بر اساس ویژگی های بافت شناسی و مولکولی آنها درجه بندی می شوند. پیشرفت در زمینه نوروپاتولوژی نقش اساسی در افزایش درک، تشخیص و درمان گلیوم ایفا کرده است. ظهور پروفایل مولکولی درک ما از گلیوما را متحول کرده است و طبقه بندی دقیق تر و استراتژی های درمانی شخصی را امکان پذیر می کند. تومورهای درجه 1 بهترین پیش آگهی را دارند در حالی که درجه 4 پیش آگهی ضعیف تری دارند.
بیمارانی که گلیوم دارند معمولاً برخی یا همه مشکلات زیر را دارند:
قبل از شروع جراحی گلیوما، ارزیابی خوب بسیار مهم است. این شامل یک شرح حال و معاینه دقیق از جمله ارزیابی وضعیت عملکردی است. سپس، رادیولوژیست اعصاب یک MRI دقیق مغز را انجام می دهد که شامل مطالعاتی مانند پرفیوژن، طیف سنجی، تراکتوگرافی و MRI عملکردی برای تشخیص دقیق گلیوما و ارائه اطلاعات ارزشمند به جراح مغز و اعصاب در مورد نحوه انجام جراحی ایمن است.
جراحی اولین گام در مدیریت گلیوما است، عمدتاً برای برداشتن تا آنجا که ممکن است تومور ایمن و به دست آوردن بافتی برای هیستوپاتولوژیک برای تومورهای درجه 1 برداشتن کامل تومور درمان انتخابی در صورت امکان است. برای تومورهای درجه 2-4، جراحی با پرتودرمانی و شیمی درمانی انجام می شود.
در برخی از گلیوماهای عمیق، یا اگر وضعیت بیمار خوب نباشد، بیوپسی استریوتاکتیک به تنهایی برای بدست آوردن مقدار کمی از بافت برای تشخیص بافت شناسی انجام می شود. جراحیهای بیدار زمانی انجام میشوند که تومورها در یا اطراف نواحی مهمی که زبان، حرکت دست و پا و بینایی را کنترل میکنند، قرار گرفته باشند. نورونوگیشن به مکان یابی دقیق تومور و بخشهای مهم مغز کمک میکند و سونوگرافی حین عمل به جراح کمک میکند تا تومور بیشتری را حذف کند و در عین حال ایمن باشد.
جدای از تکنیکهای میکروجراحی و نظارت بر فیزیولوژی عصبی حین عمل، پیشرفت دیگری در جراحی مغز و اعصاب، استفاده از راهنمای فلورسانس حین عمل برای برداشتن گلیوما است. این تکنیک مبتنی بر تعامل بین عوامل فلورسنت و سلول های گلیوما برای افزایش تشخیص تومور ناخالص در طول جراحی است. 5-آمینو لوولینیک اسید (5-ALA) هنگامی که به صورت خوراکی برای بیمار قبل از جراحی تجویز می شود، به طور انتخابی توسط سلول های تومور جذب شده و متابولیزه می شود که منجر به تولید پروتوپورفیرین هایی می شود که فلورسنت هستند. این باعث می شود پس از اعمال فیلترهای خاصی که به میکروسکوپ عامل متصل شده اند، آنها را از مغز معمولی قابل مشاهده و متمایز کند.
ادغام هدایت فلورسانس در جراحی گلیوما چندین مزیت دارد:
پنجمین و آخرین ویرایش طبقهبندی WHO از گلیومها که نشاندهنده تغییر الگو در تشخیص این تومورها است، ویژگیهای مولکولی را در معیارهای بافتشناسی گنجانده است.
تیم جراحی مغز و اعصاب ما با تشعشعات و انکولوژیست های پزشکی تعامل بسیار نزدیکی دارد و دو بار در هفته در جلسه هیئت تومور شرکت می کند. یک استراتژی درمانی مناسب با استفاده از آخرین دستورالعمل های طبقه بندی برای اطمینان از نتایج بهینه برای بیماران ما اجرا می شود
تحقیقات همچنان تغییرات مولکولی جدیدی را نشان می دهد که نشان می دهد درمان هدفمند خاصی ممکن است در آینده در دسترس باشد که نتایج را در گلیوما تغییر دهد.
پیگیری مادام العمر بیماران گلیوما یک گام حیاتی و ضروری در مدیریت است. این بیماران در فواصل منظم برای اطمینان از کنترل بیماری تحت MRI قرار می گیرند.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد گلیوماهای بالغ با تیم مجرب ما در مرکز سرطان آپولو پروتون تماس بگیرید
یک پیشرفت در مراقبت از سرطان! بار فزاینده جهانی سرطان، داستان شومی را روایت میکند. برای مقابله با این تهدید رو به رشد، مرکز سرطان آپولو پروتون یک راهحل کامل و جامع ارائه میدهد. از آنجایی که مراقبت از سرطان به یکی از سریعترین الزامات مراقبتهای بهداشتی در سراسر جهان تبدیل شده است، ما معتقدیم که تعریف مجدد هدف ما، تجدید تعهد ما بر تمرکز یکجانبه - مبارزه با سرطان، غلبه بر سرطان - بسیار مهم است! APCC به عنوان پرتوی از امید برای میلیونها نفر ایستاده است و به آنها شجاعت میدهد تا بایستند و سرطان را از نزدیک ببینند.
حق چاپ © 2026 مرکز سرطان پروتون آپولو. تمامی حقوق محفوظ است